مشارکت سیاسی در میان زنان، مقوله­, ای مهم و پویاست. این مفهوم، احساس رضایت، حس اعتماد و خودباوری را در میان زنان برای هر جامعه به ارمغان می آورد. هدف این پژوهش، فهم و تحلیل موانع و فرصت­, های مشارکت سیاسی زنان در شهر خرم آباد است. روش پژوهش، کیفی بوده، داده بنیاد انجام شده است. به این منظور با 26 زن شهر خرم آباد و اساتید دانشگاهی با روش نمونه گیری هدفمند و ترکیبی از استراتژی های گلوله برفی و حداکثر تغییرات انتخاب، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. پس از تحلیل داده ها، 95 کد اولیه، هشت مقوله محوری و یک مقوله هسته از خلال نظام کدگذاری داده ها استخراج شد: شرایط علّی (اتمسفر مردسالارانه و انحصارطلبی مردانه، چالش­, های اقتصادی: عدم توانمندی­, های اقتصادی، بی میلی سیاسی: بی اهمیت دانستن امر سیاسی)، شرایط زمینه ای (تقویت سرمایه اجتماعی: همبستگی و توسعه سیاسی، خودباوری: توسعه فردی و منزلت اجتماعی)، شرایط مداخله گر (خودکم بینی و ضعف شخصی، ضعف اراده، نداشتن اعتماد به نفس، چالش­, هایی از جنس روحیه و اراده)، استراتژی ها (مثبت و منفی، خلق فرصت­, های برابر جنسیتی برای مشارکت سیاسی، حمایت­, های مالی و اجتماعی، ایجاد فضای نشاط سیاسی)، ابعاد رویکردی (از میل به مشارکت و احساس رضایت تا انزوا و بی میلی سیاسی) و پیامدها (بسط همبستگی، انسجام اجتماعی و سیاسی، تقویت سرمایه اجتماعی، گسترش نشاط سیاسی-اجتماعی، مشارکت سیاسی فعال مردم، ایجاد حس اعتماد و خودباوری در زنان، استفاده حداکثری از توان نیروهای متخصص، توسعه سیاسی-اجتماعی، بالا رفتن امنیت اجتماعی-فرهنگی، بالا رفتن اعتماد-اجتماعی). همچنین مشارکت سیاسی زنان: فرصت ها و چالش ها به عنوان مقولۀ هسته احصا شد و در نهایت مدل پارادایمی مستخرج از داده ها تنظیم شد. یافته ها نشان داده است که مشارکت یا عدم مشارکت سیاسی زنان، بسته به شرایط اجتماعی، ساختاری و فردی متنوع است.